دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۱
روایتی تلخ اما حماسی از سبک زندگی اهالی غزّه

چهاردهمین نشست "عصر ناداستان" به بهانه گفتگو درباره کتاب "پاپیون؛ نسخه غزّه" به جلسه‌ای برای روایتی تلخ اما حماسی از سبک زندگی فلسطینیان ساکن نوار غزّه تبدیل شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، امیرعباس شاهسواری، روزنامه‌نگار و دبیر این جلسه که به همت حوزه هنری استان قم برگزار شد، اظهار داشت: اولین بار یکسال و نیم پیش بود که مجموعه روایت‌هایی از زندگی مردم فلسطین را در مجله «نامه جمهور» خواندم که دچار بهت و حیرت شدم. هر روایت نگاه تازه‌ای بود به زندگی مردم فلسطین و به همین خاطر سریع دست به قلم شدم و مطلبی برایش نوشتم. باید بگویم که برای اولین بار است که کلماتی درباره فلسطین خوانده‌ام که گویی سطلی از آب یخ بر سرم ریخته‌اند. هنوز هم استخوان‌هایم درد می‌کند از سرمای غربت و مظلومیت یک فلسطینی. این بهت و تعجب چنان عمیق است که از آن شبی که در جریان حملات ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی بیمارستان شفا مورد هدف قرار گرفت، بیشتر متأثر شدم.
روایتی تلخ و تکان‌دهنده از زندگی مردم فلسطین
وی همچنین افزود: واقعیت امر آن است که روایت‌هایی از بخش‌های مختلف زندگی یک فلسطینی، چنان مرا تحت تأثیر قرار داد که احساس جدیدی در من ایجاد کرد. شاید برایتان جالب باشد که این احساس را از یک مجله گرفتم نه از یک کتاب، البته مجله‌ای که جذابیت آن به مراتب بیشتر از ده‌ها کتاب دیگر است. وی گفت: واقعاً تا پیش از حوادث ۷ اکتبر، من انسان فلسطینی را نمی‌شناختم و پس از طوفان الاقصی نیز تنها به پوسته‌ای از روایت‌های انسان فلسطینی برخوردم. با خواندن اولین روایت از زندگی "هاله الغزالی"، خشکم زد و با خود گفتم آیا می‌شود زندگی فلسطینی‌ها این‌قدر سخت باشد، آن هم سال‌ها پیش از ۷ اکتبرو در این میان، سؤالی که از خود پرسیدم این بود: این انسان فلسطینی چگونه دوام آورده است؟
شاهسواری همچنین بیان داشت: به عنوان مثال، واقعاً سخت است تصور کنیم محمد عزالدین که با این همه مشقت زندگی کرده، زمانی که فرزندانش را دور هم جمع می‌کند، به آنها می‌گوید: "این دنیا محل دورهمی و زندگی نیست و ما در آخرت دور هم جمع خواهیم شد. " و بعد، یکی یکی فرزندانش شهید می‌شوند. وقتی این یازده روایت ناب را در این کتاب مطالعه می‌کنیم، تازه متوجه می‌شویم چرا فلسطینی‌ها طوفان الاقصی را رقم زدند.
وی افزود: چندی پیش مطلع شدم که روایت‌های آن مجله تبدیل به یک کتاب مستقل شده است. بسیار خوشحال شدم و کتاب را تهیه کردم. باید بگویم که حقیقتاً کتاب «پاپیون؛ نسخه غزّه» یک اثر متفاوت برای مردم فلسطین است که نگاه جدیدی به ما از سبک زندگی توأم با سختی و مشقت و در عین حال حماسی آن ها ارائه می‌دهد. در این جلسه در خدمت زوج نویسنده و هنرمندی هستیم که این بار تجربه مشترکی را در یک کتاب انجام دادند.
اندکی از ماجرای شکل‌گیری کتاب
امیر سعادتی، یکی از نویسندگان این کتاب گفت: البته من و همسرم؛ مریم قربان‌زاده کار مشترک بسیار داشتیم اما در مقام نویسنده مشترک و در قالب کتاب شاید این اولین تجربه‌مان باشد. وی در خصوص فعالیت‌های خودش افزود: من در پژوهشکده باقرالعلوم در کارگروه روزنامه‌نگاری اندیشه کار می‌کنم. کارگروه «عدالت اجتماعی» پژوهشکده ما نشریه‌ وزینی به اسم «نامه جمهور» دارد و بعد از آغاز «طوفان الاقصی» قرار شد یکی دو شماره آن به فلسطین و انسان فلسطینی بپردازد. وی ادامه داد: دوستان این مجله با توجه به سابقه روزنامه‌نگاری مردم‌نگارانه من برای بخش روایت‌های مردمی آن با بنده مشورت کردند و پس از جلساتی که در تهران با تیم تحریریه نشریه و جمعی از فعالان حوزه فلسطین داشتیم به ایده روایت مشاغل مختلف فلسطینی رسیدیم.
این نویسنده بیان کرد: بچه‌های مجله «نامه جمهور» توانستند با خبرنگاری مصری با نام مستعار احمد المصری ارتباط برقرار کنند. او از قاهره به شهر شرم‌الشیخ در استان سینا رفت که نزدیک‌ترین مکان به غزّه است و توانست به سختی با چندنفر از اهالی غزّه که به مصر مهاجرت کرده‌اند، مصاحبه کند. بدین ترتیب ما توانستیم با کوشش احمد المصری به روایت‌هایی از زندگی هاله الغزالی، محمود علی السید، محمد عزّالدین و محمود ابراهیم خلیل دست پیدا کنیم. فاطمه ابراهیمی و حسین عندلیب، به‌ترتیب در برقراری هماهنگی‌های لازم برای مصاحبه و ترجمه مصاحبه‌ها (از عربی به فارسی) ما را یاری کردند. علاوه‌بر این فاطمه ابراهیمی (که خود از فعالان حوزۀ فلسطین است) گفتگویی نیز با مهیب ابوجزر (روزنامه‌نگار فلسطینی) انجام داد. همچنین روایتی اولیّه از زندگی اسراء جعابیص (بر پایۀ داده‌های مستند منتشر شده) توسط او تدوین شد.
در جستجوی روایت زندگی روزمرّه انسان فلسطینی

این روزنامه‌نگار حوزه فرهنگ و اندیشه ادامه داد: در این مرحله به‌دلیلِ محدودیت‌ها مجبور شدیم برای افزودن به این شش روایت، علاوه‌بر گفتگوهای مستقیم به سراغ ترجمه نیز برویم. در جستجوی روایت زندگی روزمرّه انسان فلسطینی، صفحات شبکه‌های اجتماعی و مستندهای تلویزیونی بسیاری را دنبال کردیم. همین‌طور چندین کتاب مرتبط را بررسی نمودیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که پنج روایت از کتاب «فلسطین سخن می‌گوید: روایت‌هایی از زندگی تحتِ اشغال» را برای ترجمه و بازنویسی انتخاب کنیم. این کتاب در سال ۲۰۱۴ منتشر شده و شامل گفتگوهای مشترک «کیت مالک» و «ماتیو هوک» با فلسطینیان است. آن‌ها بیش از ۱۵سال است که به‌طورِ مشترک دربارۀ فلسطین کار می‌کنند. پنج روایتی که از میان ۱۶ گفتگوی این کتاب برای ترجمه انتخاب کردیم شامل روایت زندگی: ابتصام ایلزغایر، وفا العُدینی، احمد القرآین، لیث الحلو و عبدالرحمن الاحمر می‌شود. محمدحسین نجابت این گفتگوها را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد.
امیر سعادتی در پایان گفت: در نهایت همۀ این پژوهش‌ها، گفتگوهای خام و ترجمه‌ها جهت نگارش نهایی در اختیار مریم قربان‌زاده و من قرار گرفت تا آنها را به روایت‌هایی یک‌دست و خواندنی تبدیل کنیم. مریم قربان‌زاده نویسنده چندین کتاب پُرمخاطب دربارۀ روایت زندگی (به‌خصوص در حوزۀ ادبیات مقاومت) است. لازم به ذکر است که بدون تلاش‌ها و پیگیری‌های مستمر حجت‌الاسلام مجتبی نامخواه و علی اسکندری نداف (به ترتیب سردبیر و دبیر تحریریۀ فصلنامۀ «نامۀ جمهور») این ایده به ثمر نمی‌نشست. در واقع می توان گفت در شکل گیری محتوا این کتاب ۸ نفر درگیر بوده اند. امیدواریم محصول نهایی این کار گروهی با رضایت خوانندگان عزیز و علاقه‌مندان به قضیۀ فلسطین مظلوم و فرهنگ مقاومت همراه شود.
لزوم شناخت دقیق‌تر از سبک زندگی مردم غزّه
مریم قربان‌زاده، دیگر نویسنده این کتاب نیز ابراز داشت: ۴ سال پیش با یک زن فلسطینی گفت‌وگوی اینترنتی داشتم و به او گفتم یکی از دلایلی که ما به جهان زن فلسطینی نزدیک نیستیم. این است که زنان فلسطینی خودشان روایت نمی کنند. ما خیلی دوریم از این فضا به این معنا که اصلاً نمی‌دانیم مثلاً آشپزخانه یک زن فلسطینی چطوری است؟ زندگی مادر فلسطینی چطوری است؟ ما تصویری کم رنگ در یک سری رمان‌های محدود از زن فلسطینی داریم. و اکثر کتاب‌هایی که درباره فلسطین است درباره سیاسات و جغرافیا و تاریخ است.
وی گفت: به عنوان مثال ما نمی‌دانیم که یک خانواده در غزّه چطوری با سیستمی که می خواهد او نباشد، زندگی می کند. ما هیچ روایت اجتماعی از زن مسلمان فلسطینی نداریم. از یک جایی متوجه خلأ روایت اجتماعی خودمان شدیم و آن را تا حدودی برطرف کردیم. اما این گسل روایی بین ما و فلسطینی ها بسیار عمیق است. مثلاً روایت تاکسی‌داران فلسطینی که در قاهره مجبور هستند، اسرائیلی ها را این طرف و آن‌طرف ببرند. یا اینکه چطور در نوار غزّه توانستند ۳۰ متر زیر زمین تونل بزنند، غزّه‌ای که هر روز اسکن می شود. ما روایت پرشمار و قابل توجهی از دیگر زنان جبهه مقاومت نیز نداریم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha